معنی مومگر
6 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) موم ساز. شمع ساز. شماع. (ناظم الاطباء). موم ریز. موم ساز. شماع. شمع ریز. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موم ریز و شماع شود.
کلمات همقافیه با «مومگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر