معنی مولتان

معنی مولتان

4 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان ایرافشان بخش سوران شهرستان سراوان، واقع در ۴۵هزارگزی جنوب سوران با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) شهری است میان قندهار و لاهور و آن را مُلتان نیز گویند و از ولایات سند است و آن ولایت از اقلیم سوم است و در این سنوات بیست هزار باب خانه و عمارت در آن آباد است. در یک فرسنگی آن شهر، رودی عظیم جاری است و اصل این مول تهان بوده و مول به هندی اصل باشد و تهان مکان است. (از انجمن آرا) (از آنندراج). شهری است از شهرهای هند در سمت غزنه و فرج بیت الذهبش نامند. بتی دارد که مورد احترام هند است به نام مولتان. (از معجم البلدان). شهری مذهبی به هند با بتخانه و بتی بزرگ و معروف و لقب آن دارالامان است. (از یادداشت مؤلف): بتکده ای بدانجا هست و گویند این بتکده یکی از بیوت سبعه است، در آن بتی از آهن به بلندی هفت ذراع در وسط قبه در میان هوا ایستانده و ایستادن آن در هوا اثر سنگ مغناطیس است که در جهات ششگانهٔ این خانه به کار برده اند. این بتخانه را در بن کوهی کرده اند و مردم هند از اقاصی بلاد از خشکی و دریا به زیارت آن شوند و از بلخ بدانجا راهی مستقیم است، چه سواد مولتان و سواد بلخ به یکدیگر نزدیک است. (از الفهرست ابن الندیم). مولتان یا ملتان شهری بزرگ است از هند و اندر او یک بت است سخت بزرگ و از همه هندوستان به حج آیند به زیارت آن بت. و نام آن بت مولتان است. و جایی استوار است با قندز و سلطان وی قرشی است از فرزندان سام است و به لشکرگاهی نشیند بر نیم فرسنگی و خطبه بر مغربی کند. (از حدود العالم ص ۶۸). به مولتان شد و در ره هزار قلعه گرفت که هریکی را صد باره بود چون خیبر. فرخی. ما را از مولتان بازخواند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۸۲). پسر علی را و سرهنگ محسن را به مولتان فرستادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۸۸). بدان روزگار که به مولتان می رفت که پدرش از وی بیازرده بود... (تاریخ بیهقی). فتح تو به سومنات یابم غزو تو به مولتان ببینم.خاقانی. قلعهٔ بیه را که از حصنهای محکم بود مستخلص گردانید و کشش بسیار کرد و متوجه مولتان شد. (تاریخ جهانگشای جوینی). - مولتان شاه؛ پادشاه و فرمانروای سرزمین مولتان : دگر شاه کشمیر با دستگاه دگر مولتان شاه با فر و جاه.فردوسی.
(اِخ) نام بتی بزرگ بوده است به ملتان و از همه جای هندوستان به حج آیند به زیارت آن بت. (از حدود العالم). نام بتی بوده است سابقاً در شهر مولتان هند و از اقصی نقاط به زیارت آن بت می شتافته اند و در هر حال ثروت هنگفتی در راه نذر و نیاز و متولیان او خرج می شده است. دسته ای از مردم در این بتخانه معتکف بوده اند و آن کاخی بوده است که در جای آبادتری ساخته اند در سوق ملتان و بت را در قبه قرار داده اند و در اطراف آن، خانه های متولیان و عُبّاد و پارسایان قرار داشته است. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «مولتان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید