معنی مولانا
5 بازدید
[ مَ / مُو ] (اِخ) لقب بهاءالدین محمدبن حسن خطیبی ملقب به سلطان العلماء و معروف به بهاء ولد و بهاءالدین ولد، عارف و فاضل نامی و از خلفای شیخ نجم الدین کبری و پدر مولانا جلال الدین مولوی بلخی بود. رجوع به بهاءالدین محمد و فیه مافیه ص ۱۲ و ۱۹ شود.[ مَ ] (ع اِ مرکب) خواجهٔ ما. آقای ما. (یادداشت مؤلف). صاحب و آقای ما، و این کلمه را بیشتر در القاب مردم فاضل و بزرگ به کار می برده اند چنانکه در لقب خلفای فاطمیین مصر. رجوع به ابن خلکان (ج ۱ ص ۸۲) و خطط مقریزی (ج ۳ ص ۸۴) و اسامة (ص ۱۵) شود. (از یادداشتهای مرحوم قزوینی ج ۷ ص ۱۶۳): حق سبحانه و تعالی ایام عمر مولانا صاحب الجلیل... کشیده گرداناد... فضائل و کمالات مولانا صاحب الجلیل کافی الکفاة... نه چندان... که حصر و عد آن توان کرد، چه مولانا مشارالیه... در فنون آداب و... عدیم النظیر و... است. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۴).[ مَ / مُو ] (اِخ) جلال الدین محمد مولوی. لقب جلال الدین محمد بلخی رومی است. چون مطلق گویند مراد جلال الدین مولوی مؤلف مثنوی است. (یادداشت مؤلف). رجوع به مولوی شود: دویی بگذار و در یک جلد کن جمع همه اقوال مولانا و عطار.قاسم انوار. از گفتهٔ مولانا مدهوش شدم صائب این ساغر روحانی صهبای دگر دارد. صائب تبریزی.
کلمات همقافیه با «مولانا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر