معنی موقوفی
5 بازدید
[ مَ / مُو ] (حامص) ترک و توقیف و تعطیل. (ناظم الاطباء). || (ص نسبی) منسوب به موقوفه: ملک موقوفی؛ غیرمنقولی که عین آن حبس و ثمرهٔ آن تسبیل شده باشد.
کلمات همقافیه با «موقوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر