معنی موقوت
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) محدودشده به هنگام. (ناظم الاطباء). هنگام معین کرده شده. (آنندراج). محدود به اوقات معینه. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موقت شود. - امر موقوت؛ کار معین که دارای وقت و هنگام باشد. - وقت موقوت؛ هنگام معین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موقوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر