معنی موقعشناسی
7 بازدید
[ مَ / مُو قِ شِ ] (حامص مرکب) صفت و حالت موقع شناس. (یادداشت مؤلف). || شناخت زمان و مکان مناسب برای امور و مسائل. عمل شناسائی کردن مکان و زمان مناسب برای اجرای امری.
کلمات همقافیه با «موقعشناسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر