معنی موقدة
8 بازدید
[ قَ دَ ] (ع ص) موقده. نار موقدة؛ آتش افروخته شده. (ناظم الاطباء). آتش افروخته. (مهذب الاسماء). آتش فروزان. (یادداشت مؤلف): {/Bوَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ . `اَلَّذِی جَمَعَ مََالاً وَ عَدَّدَهُ ۱-۹۱۰۴:۱-۲/}... {/Bنََارُ اَللََّهِ اَلْمُوقَدَةُ. `اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی اَلْأَفْئِدَةِ. ۱-۷۱۰۴:۶-۷/}(قرآن ۱۰۴/۱-۷)؛ وای بر هر غیبت کننده و طعنه زنندهٔ به ظاهر، آن کس که جمع کرده مال را و شمرد آن را... آتش خدا برافروخته شده است، آن آتشی که برآمد بر دلها. (تفسیر ابوالفتوح ج ۱۰ ص ۳۵۴). ای نواهای تو نار موقده زد به هر بندم هزار آتشکده.شیخ بهایی.
کلمات همقافیه با «موقدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر