معنی موقتی
9 بازدید
[ مُ وَقْ قَ ] (ص نسبی) منسوب به موقت. آنچه به زمان ناپایدار نسبت دارد: تصمیم موقتی، تأخیر موقتی. چیزی که پایدار نبود و همیشگی نباشد. (ناظم الاطباء). آنچه در مدتی محدود و معین به جا ماند. مقابل دایمی. مقابل همیشگی. کلمهٔ «موقت» همین مفهوم را می رساند و احتیاجی به افزودن «ی» نیست، ولی در تداول موقتی بسیار به کار می رود. عارضی. وقتی. هنگامی. - ادویهٔ موقتی؛ داروها که تأثیر محدود دارد. که اثر آن محدود به مدتی کم است.
کلمات همقافیه با «موقتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر