معنی موعد

معنی موعد

9 بازدید
[ مَ عِ ] (ع اِ) وعده جای. (منتهی الارب). وعده جای و وعده گاه. (ناظم الاطباء). جای وعده کردن. (غیاث). جای وعده کردن و وعده دادن. (آنندراج). وعده گاه. ج، مواعد. (مهذب الاسماء). مکان پیمان. جای عهد و پیمان. وعده جای. جای وعده. (یادداشت مؤلف): شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست. حافظ. - موعد کارزار؛ جای کارزار. - || وقت کارزار. || (اِ) وعده و هنگام اجرای کاری و هنگام وعده. (ناظم الاطباء). وقت وعده کردن. (غیاث) (آنندراج). || (اصطلاح بازرگانی) سررسید. (یادداشت مؤلف). نوید. وعد. وعده. سر وعده. امد. اجل. مهلت. میعاد. زمان پیمان. زمان عهد و پیمان. زمان وعده. آن هنگام که برای اجرای امری یا حضور در جایی وعده داده شده است. (از یادداشت مؤلف): اگر فی المثل چهار ماه هم از موعد بگذرد زحمت نمی دهد و منفعت نمی خواهد. (نامهٔ فاضل خان گروسی به آقاخان محلاتی از سبک شناسی ج ۳ ص ۳۳۶). - موعد قراولی؛ در اصطلاح نظامی، پاس. (لغات فرهنگستان). - موعد مقرر؛ زمان مقرر برابر وعده. زمانی که قبلاً تعیین شده است.
[ مَ عِ ] (ع مص) نوید دادن. (منتهی الارب). وعده دادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وعده کردن. (تاج المصادر بیهقی).

کلمات هم‌قافیه با «موعد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید