معنی موطیء
9 بازدید
[ مَ طِءْ ] (ع اِ) جای قدم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جای قدم و جای پای. ج، مواطی. (ناظم الاطباء). سپردن جای. (مهذب الاسماء): {/B مََا کََانَ لِأَهْلِ اَلْمَدِینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ اَلْأَعْرََابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اَللََّهِ ۱-۱۴۹:۱۲۰/}... {/Bوَ لاََ یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغِیظُ اَلْکُفََّارَ۳۵-۴۰۹:۱۲۰/}... {/Bإِنَّ اَللََّهَ لاََ یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُحْسِنِینَ . ۵۳-۵۸۹:۱۲۰/}(قرآن ۹/۱۲۰)؛ نشود مر اهل مدینه را و آنان که گرداگرد مدینه اند از اعراب آنکه تخلف کنند از فرستادهٔ خدا... و نسپرند مکانی را به مکان سپردنی که به خشم آورد کفار را... بدرستی که خدا ضایع نکند مزد نیکوکاران را. (از تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۵ ص ۲۷۶). و رجوع به مَوْطَأ شود.
کلمات همقافیه با «موطیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر