معنی موطأ
12 بازدید
[ مَ طَءْ ] (ع اِ) جای قدم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جای پای. (ناظم الاطباء). و رجوع به موطی ء شود.[ مُ وَطْ طَءْ ] (ع ص) پایمال شده و پاسپرده. (ناظم الاطباء). زیر پا سپرده شده. (آنندراج). نرم و برابر ساخته. (ناظم الاطباء). - موطأالاکناف؛ مرد نرم خوی. - || جوانمرد و بسیارمهمانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مردی که در ناحیهٔ خود یاران و همسایگان را جای دهد و اذیت به آنها نرساند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج): خیارکم احاسنکم اخلاقاً الموطؤون اکنافاً الذین یألفون و یؤلفون. (حدیث نبوی از کلیله و دمنه چ مینوی ص ۱۸۲). - موطأالعقب؛ پادشاه با فر و شوکت که خلایق پیرو وی باشند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موطأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طأ» برای سرودن شعر