معنی موصی

معنی موصی

7 بازدید
(ع ص) وصیت کننده و آنکه وصیت میکند. (از ناظم الاطباء). وصیت گذار. وصیت کننده. آنکه وصیت کرده. (یادداشت مؤلف). وصیت کننده. و شرط است در آن کمال، عقل، رفع حجر و بلوغ. وصیت مجنون و سکران و آنکه خود را مجروح کند به جرح مهلک باطل است. (از فرهنگ علوم نقلی تألیف سیدجعفر سجادی). || اندرزکننده. (آنندراج).
[ صا ] (ع ص) وصیت کرده شده. (ناظم الاطباء). - موصی الیه؛ موصی له. وصی. (یادداشت لغت نامه). رجوع به ترکیب موصی له شود. - موصی به؛ ترکه و هرچیز که دربارهٔ آن وصیت کرده باشند. (ناظم الاطباء). آنچه مورد وصیت است و آن هر امری است که عادتاً قابل مالکیت باشد و قابل نقل از مالکی به مالکی دیگر باشد. (از فرهنگ علوم نقلی تألیف سیدجعفر سجادی). آنچه را که بدان وصیت کرده باشند کسی را یا امری را. (یادداشت مؤلف): مورد وصیت «موصی به»... نامیده می شود. (مادهٔ ۸۲۶ قانون مدنی). - موصی له؛ آنکه موصی (وصیت کننده) برای او وصیت کرده است. آنکه در حق وی وصیت شده است. (یادداشت مؤلف). کسی که برای او وصیت شده است و شرط است که در حال وصیت موجود باشد ولو آنکه حمل باشد. (از فرهنگ علوم تألیف سیدجعفر سجادی): وصیت کننده، «موصی»، کسی که وصیت تملیکی بنفع او شده است، «موصی له». مورد وصیت، «موصی به». و کسی که به موجب وصیت عهدی ولی بر مورد ثلث یا بر صغیر قرار داده می شود «وصی» نامیده می شود. (مادهٔ ۸۲۶ قانون مدنی). تملیک به موجب وصیت محقق نمی شود مگر با قبول «موصی له» پس از فوت موصی. (مادهٔ ۸۲۷ قانون مدنی). هرگاه موصی له غیرمحصور باشد مثل اینکه وصیت برای فقرا یا امور عام المنفعه شود قبول شرط نیست. (مادهٔ ۸۲۸). قبولی موصی له قبل از فوت موصی مؤثر نیست و موصی می تواند از وصیت خود رجوع کند حتی در صورتی که موصی له «موصی به» را قبض کرده باشد. (مادهٔ ۸۲۹). نسبت به موصی له رد یا قبول وصیت بعد از فوت موصی معتبر است بنابراین اگر موصی له قبل از فوت موصی وصیت را رد کرده باشد بعد از فوت می تواند آن را قبول کند و اگر بعد از فوت آن را قبول و «موصی به» را قبض کرد دیگر نمی تواند رد کند... (مادهٔ ۸۳۰). اگر موصی له صغیر یا مجنون باشد رد یا قبول وصیت با ولی خواهد بود. (مادهٔ ۸۳۱). موصی له میتواند وصیت را نسبت به قسمتی از «موصی به» قبول کند. (مادهٔ ۸۳۲). ورثهٔ موصی نمیتواند در موصی به تصرف کند مادام که موصی له رد یا قبول خود را اعلام نکرده است. اگر تأخیر این اعلام موجب تضرر ورثه باشد حاکم موصی له را مجبور میکند که تصمیم خود را معین نماید. (ماده ۸۳۳).
[ مُ وَصْ صا ] (ع ص) اندرزکرده شده. (ناظم الاطباء). || وصیت کرده شده. (از غیاث) (آنندراج). رجوع به موصی [ صا ] شود.

کلمات هم‌قافیه با «موصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید