معنی موشور
8 بازدید
(نف مرکب) (اصطلاح عامیانه) موشو. موشوی. موشوینده. آنکه یا آنچه موی را با آن شویند: صابون موشور. گل موشور. مایع موشور. پودر موشور.[ مَ ] (ع ص) منشور. (ناظم الاطباء). هرم بلورین مثلث القاعده. منشور بلوری مثلث القاعده. (یادداشت مؤلف). در علوم طبیعی حجمی است از بلور که قاعدهٔ آن مثلث الاضلاع است. ج، مواشیر. (از المنجد). رجوع به منشور شود.
کلمات همقافیه با «موشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر