معنی واژه موسیکف
5 بازدید
[ سا کَ ] (ص مرکب) موسی دست. که ید بیضا دارد. (یادداشت مؤلف): میر موسی کف، شمشیر چو ثعبان دارد دست ابلیس و جنودش کند از ما کوتاه. منوچهری. شاه موسی کف چو خنجر برکشد زیر ران طودی روان خواهد نمود.خاقانی. و رجوع به موسی بن عمران و موسی دست شود.