معنی واژه موسیچه
6 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ) موسیجه. نوعی فاخته. کوکو. صلصل. (از یادداشت مؤلف). پرنده ای است شبیه به فاخته و او بیشتر در میان طبق و کاسه و کنار طاقچهٔ خانه ها تخم میکند و بچه می آورد. (برهان) (از ناظم الاطباء). مرغی است سفید برابر قمری. (غیاث). و رجوع به موسیجه شود. || بعضی صعوه را موسیچه گویند. (برهان) (غیاث). صعوه. (از ناظم الاطباء). || بعضی ابابیل را گویند. (از برهان) (از ناظم الاطباء). || یکی از گونه های قمری که در تداول اهالی مشهد آن را «موسی کوتقی» گویند. یاهو. یاکریم. کبوتر یاهو. (از یادداشت مؤلف).