معنی واژه موسیقار زدن
4 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) ساز زدن. نواختن ساز موسیقار: خه خه ای موسیجهٔ موسی صفت خیز و موسیقار زن در معرفت.عطار. و رجوع به موسیقار شود. - راه موسیقار زدن؛ نوای موسیقار نواختن. آهنگ موسیقار زدن : کمانچه آه موسی وار می زد مغنی راه موسیقار می زد.نظامی.