معنی موسی‌آباد

معنی واژه موسی‌آباد

4 بازدید
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان سلگی شهرستان نهاوند واقع در ۲۲ هزارگزی شمال باختری نهاوند با ۱۵۶ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین روست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان ساوه واقع در ۲۰ هزارگزی خاوری ساوه با ۱۴۰ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان ساوه واقع در ۶ هزارگزی شمال زرند با ۱۱۱ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان شهر ری واقع در ۱۹ هزارگزی باختر ری با ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از قنات و سیلاب و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان خیررود کنار بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع در ۲ هزارگزی جنوب خاوری نوشهر با ۲۸۰ تن سکنه آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان آشتیان بخش طرخوران شهرستان اراک واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب خاوری طرخوران با ۳۳۷ تن سکنه آب آن از قنات و راه آن مالرو است. از سکنه عده ای برای کارگری به تهران می روند. مزارع خان بلاغی و قره قاش جزء موسی آباد است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در ۷۰ هزارگزی خاوری فریمان با ۲۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان. واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب باختری اسدآباد با ۶۸۹ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. گندم این آبادی در اسدآباد به خوبی معروف است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان سمیرم پایین بخش حومهٔ شهرستان شهرضا. واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب باختر شهرضا با ۲۰۱۶ تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد واقع در ۲۴ هزارگزی خاور بروجن با ۱۳۶ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان واقع در ۶ هزارگزی شمال رفسنجان با ۳۰۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سا ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان واقع در ۶ هزارگزی شمال رفسنجان با ۲۸۳ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید