معنی واژه موسد
4 بازدید
[ سِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ایساد. (از منتهی الارب، مادهٔ اس د). آنکه برمی انگیزاند سگ را بر شکار. (از آنندراج) (ناظم الاطباء). مُؤَسِّد. || زود و شتاب و جلد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب، مادهٔ وس د).