معنی موریس

معنی موریس

7 بازدید
[ مُ ] (اِخ) جزیره ای است در اقیانوس هند در شرق جزیرهٔ ماداگاسگار (مشرق افریقا). ابتدا از متصرفات فرانسه بود. و از سال ۱۸۱۰ م. به بعد به تصرف انگلیس درآمد. جمعیت آن ۵۰۹۸۰۰ تن است. شهر مرکزی آن بندر لوئی و محصول عمدهٔ آن قند می باشد. در سال ۱۹۲۰ هـ . ش. رضاخان سرسلسلهٔ خاندان پهلوی پس از استعفا از سلطنت بدانجا تبعید گردید و سپس به ژهانسبورگ در افریقای جنوبی برده شد.
(اِخ) موریکیوس ، نام کاملش فلاویوس تیبریوس موریکیوس (۵۳۹-۶۰۲ م.) امپراتور روم شرقی (۵۸۲ -۶۰۲ م.). وی در سال ۵۹۱ به جنگهای ایران و روم خاتمه داد و در آخر کار با شورش سپاهیان روم در ناحیهٔ دانوب روبرو شد و مجبور به استعفا گشت (۶۰۲ م.). فوکاس وی را به قتل رساند. رجوع به فرهنگ ایران باستان ص ۱۶۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «موریس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید