معنی موراو
6 بازدید
[ مُ ] (اِ) عنوان حکام و کلانتران شهرهای بزرگ گرجستان (عهد صفویه): خبر رسید که موراو «مسق»... با جماعت از ناوران گرجستان کاخت به عزم قتل تهمورس خان در حرکت آمد، بر سر او رفتند. (تاریخ عباسی به نقل از کتاب شاه عباس تألیف فلسفی ج ۲ ص ۲۱۵).
کلمات همقافیه با «موراو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر