معنی مودن
4 بازدید
[ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ایدان. زنی که بچهٔ نزار و لاغر زاید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ دَ ] (ع ص) مؤدن. کوتاه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مؤدن شود. || بچهٔ لاغر. (منتهی الارب) (آنندراج). || مودنة. بچهٔ لاغر زاییده شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مودنة شود.
کلمات همقافیه با «مودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر