معنی مودزد
6 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) غده ای است در میان فاق پاچهٔ گوسفند و گاو که عوام معتقدند هر کس آن را بخورد در چشم موی زاید می آورد و باید پیش از پختن یا پس از پخته شدن پاچه آن را بیرون آورد. مودزده. || توسعاً انتهای هر چیز به مناسبت واقع بودن غده مودزد در میان فاق پاچهٔ گوسفند. و رجوع به فرهنگ لغات عامیانه شود.
کلمات همقافیه با «مودزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر