معنی مود
4 بازدید
(اِ) شاهین که عقاب باشد و آن پرنده ای است بزرگ و سیاه که پر او را بر تیر چسبانند. (برهان). عقاب و آن پرنده ای است مشهور که پر او را بر تیر نصب نمایند و شاه پرندگان است چنانکه شیر بزرگ درندگان است و مود آشیانه بر کوههای بلند گیرد چنانکه الموت را که کمال ارتفاع دارد به این مناسبت خانهٔ موت و آشیانهٔ عقاب خوانده اند. ولیکن در «اله» اشتباه کرده اند و اله را عقاب گرفته اند و موت را آشیان تفسیر و ترجمه صحیح است ولی در معنی تقدیم و تأخیر یافته آنچه از اصل کتاب دساتیر معلوم می شود «مود» و «موت» در پارسی نام عقاب است و در فرهنگ دساتیر و برهان قاطع نیز به همین معنی است و «اله» و «الا» به معنی آشیانه است. در دساتیر آمده که چون کیومرث به پادشاهی رسید و بنی نوع انسان را از سایر مخلوقات برگزید جانوران را بر هفت بخش کرد... و پادشاهی پرندگان را به مود یعنی عقاب تفویض کرد. الحاصل مود و موت مرادفند و تاء و دال به یکدیگر تبدیل می یابند. (از انجمن آرا) (از آنندراج): ماکیان را بودی مخلب و منقار ولی صید را مخلب و منقار بباید چون مود. حسینخان ملک الشعرا (از انجمن آرا). اما ظاهراً (مود) مخفف «آمود» و «آموت» است و نوشتهٔ مؤلفان انجمن آرا و آنندراج که در نوشته های کهن «اله» و «الا» را به معنی آشیان و «موت» و «مود» را به معنی عقاب دانسته اند بر اساسی نیست و همان «آله» و «آلوه» به معنی عقاب و شاهین است و «الموت» نیز به نوشتهٔ ابن الاثیر در کامل و زکریابن محمد قزوینی در عجایب المخلوقات از «آلوه» به معنی عقاب و «آموت» به معنی آموزش ترکیب یافته است یعنی عقاب آموخته، جایی که عقاب محل آبی را به پادشاهی نشان داده و آموخته است. پس «الموت» نیز بر خلاف نوشتهٔ مؤلفان انجمن آرا و آنندراج به معنی آشیانهٔ عقاب نیست و تقدیم و تأخیری در معنی دو جزء الموت صورت نگرفته است. رجوع به عقاب و شاهین و نیز فرهنگ ایران باستان صص ۲۹۶ - ۳۰۵ و برهان قاطع ذیل مادهٔ آله شود.[ مِ وَدد ] (ع ص) دوست بسیارمحبت. (منتهی الارب، مادهٔ ودد). آن که بسیار دوستی می کند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر