معنی موحدة
6 بازدید
[ مُ وَحْ حِ دَ ] (ع ص) تأنیث موحد. زن که خداوند عالم را یکی داند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موحد شود.[ مُ وَحْ حَ دَ ] (ع ص) موحد. صاحب یک نقطه. حرفی که دارای یک نقطه باشد: باء موحده. یک نقطه دار. (یادداشت مؤلف). || حرف باء را گویند زیرا یک نقطه بیش ندارد. (ناظم الاطباء). ب. حرف باء. باء موحده. باء اخت التاء. باء که دومین حرف الفباست و بیش از یک نقطه ندارد. حرف «ب». (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موحدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر