معنی موجوده
6 بازدید
[ مَ دَ / دِ ] (از ع، ص) موجودة. هر چیز حاضر. (ناظم الاطباء). - حالت موجوده؛ حالت حالیه. (ناظم الاطباء). - علل موجوده؛ علتها و سببهای موجود. علتهایی که هست. علتهایی که وجود دارد. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موجوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر