معنی موجودات
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ موجودة. رجوع به موجود و موجودة شود. || مخلوقات و آفریدگان و شوندگان. (ناظم الاطباء). کاینات. مکونات. آفریده ها. آفریدگان. برایا. (یادداشت مؤلف): بشناختم که آدمی شریف تر خلایق و عزیزتر موجودات است. (کلیله و دمنه). بر در کعبه که بیت اللََّه موجودات است که مباهات امم زان در والا شنوند.خاقانی. زبدهٔ موجودات و فهرست مخلوقات گردانید. (سندبادنامه ص ۳). در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و تتمهٔ دور زمان محمد عبداللََّه (ص)... (گلستان). اجل کائنات از روی ظاهر آدمی است و اذل موجودات سگ. (گلستان). - پیدا آوردن موجودات؛ خلق کردن جهان هستی. آفرینش آفریدگان : همی گویی زمانی بود از معلول تا علت پس از ناچیز محض آورد موجودات را پیدا. ناصرخسرو. - جملهٔ موجودات؛ همهٔ مخلوقات و همگی شوندگان عالم. (ناظم الاطباء). || هر چیز که دارای وجود و هستی باشد. (ناظم الاطباء). - موجودات ثوانی؛ موجودات بعد از صادرات اولند که نفوس مدبره و ارواحند. (از فرهنگ علوم عقلی تألیف سیدجعفر سجادی). - موجودات جسمانی؛ موجوداتی هستند که بواسطهٔ حواس ادراک می شوند. مقابل موجودات روحانی که به عقل درک و به فکر تصور می شوند. (از فرهنگ علوم عقلی). - موجودات جزئی؛ موجوداتی هستند که پیوسته در کون و فساد و متوجه به طرف کمال و تمامیتند. رجوع به موجودات کلی شود. (فرهنگ علوم عقلی). - موجودات خارجی؛ در مقابل موجودات ذهنی می باشند و مراد از خارج، خارج از ذهن و عالم عین است که در آن موطن منشأ آثار وجود عینی است. (فرهنگ علوم عقلی). موجودات عینی. و رجوع به ترکیب موجودات عینی شود. - موجودات ذهنی؛ در مقابل موجودات خارجی است و عبارت است از ارتسام صور اشیاء در ذهن بالجمله موجودات و مخلوقات نفس را به نام موجودات ذهنی نامند که صادر از نفسند و آثاری بر آنها مترتب است. (از فرهنگ علوم عقلی). - موجودات روحانی؛ موجوداتی است که به عقل درک و به فهم تصور می شوند مقابل موجودات نفسانی. موجودات روحانی بر سه قسم است: ۱- هیولای اولی. ۲- نفس. ۳- عقل. (فرهنگ علوم عقلی). و رجوع به ترکیب موجودات نفسانی شود. - موجودات عالم؛ هرآنچه در جهان هست. (یادداشت مؤلف). - موجودات کائنه؛ در مقابل موجودات مبدعه اند. (فرهنگ علوم عقلی). - موجودات کلی؛ موجوداتی که دائمةالوجود و البقایند مانند عقول و نفوس و کلیات عناصر. مقابل موجودات جزئی. (از فرهنگ علوم عقلی). و رجوع به ترکیب موجودات جزئی شود. - اقسام موجودات؛ از جهات مختلف اقسام موجودات را چنین می توان نام برد: موجودات بسیط. موجودات تام. موجودات تعلیمی. موجودات ثوانی. موجودات جزوی. موجودات غیرمستکفی. موجودات خارجی (عینی). موجودات روحانی. موجودات ذهنی. موجودات طبیعی. موجودات عقلی. موجودات فوق التمام. موجودات کائنه. موجودات کلی. موجودات مادی. موجودات مبدعه. موجودات متخیل. موجودات محسوس. موجودات مرکب. موجودات مستکفی. موجودات مطلق. موجودات مقید. موجودات معقول. موجودات ناقص. موجودات نفسی. (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی). || چیزهای حاضر و آماده. (ناظم الاطباء): در جملهٔ موجودات یک خانه بود بزرگ از سیم ساخته سی گز طول و پانزده گز عرض. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || پول حاضر و زر نقد. (ناظم الاطباء). || یافت شدگان. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موجودات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر