معنی موجع
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص) بدردآورنده. (منتهی الارب) (آنندراج). بدردآورنده و دردناک. (غیاث) (ناظم الاطباء). مؤلم. دردآور. که بدرد آرد. (یادداشت مؤلف). و رجوع به وجع شود.[ جَ ] (ع ص) نعت مفعولی است از ایجاع. (از منتهی الارب، مادهٔ وج ع). به درد آمده. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ایجاع و وجع شود.
کلمات همقافیه با «موجع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جع» برای سرودن شعر