معنی موجبات
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) جِ موجبة. اسباب. (ناظم الاطباء). علل. علتها. سببها. عوامل. بواعث. باعثها: دولت باید موجبات آسایش ملت را فراهم کند.
کلمات همقافیه با «موجبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر