معنی موبق
5 بازدید
[ مَ بِ ] (ع اِ) جای هلاکی. (منتهی الارب) (آنندراج). جای هلاک. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۶) (ناظم الاطباء). مهلکه. هلاکت گاه. (یادداشت مؤلف). || وعده گاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || هرچیز که در میان دو چیز درآید. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زندان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ مَ بِ ] (ع مص) هلاک گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وبوق. (منتهی الارب).[ مَ بِ ] (اِخ) وادیی است در دوزخ. (منتهی الارب) (آنندراج). نام وادیی در دوزخ. (ناظم الاطباء).[ بِ ] (ع ص) مُهلِک. (یادداشت مؤلف).[ بَ ] (ع ص) هلاک کرده شده. || ویران شده. || در زندان کرده شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موبق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر