معنی مواهب

معنی مواهب

11 بازدید
[ مَ هِ ] (ع اِ) جِ مَوهَبَة. (منتهی الارب) (دهار) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). عطیه ها. جِ موهبت. (غیاث): منتظریم جواب این نامه را... تا به تازه گشتن اخبار سلامتی خان... لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمریم. (تاریخ بیهقی). ملک مثال داد تا ایشان را نکال کردند... حکیم را حاضر خواست و به مواهب خطیر مستغنی گردانید. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۳۹۵). تا به میامن آن درهای روزی بر من گشاده گشت و صلات و مواهب پادشاهان بر من متواتر شد. (کلیله چ مینوی ص ۴۷). سایل و زایر از مواهب او قهرمان خزانهٔ وهاب.سوزنی. خلف دست به جوایز و عطیات و مواهب برگشاد و خود را در پیش سلطان افکند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۱). شمس المعالی در باب او ابواب صنایع و مواهب تقدیم فرموده بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۰). ثنا و ستاگوی او در بزم بذل مواهب. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۷). توران شه خجسته که در من یزید فضل شد منت مواهب او طوق گردنم.حافظ. اصفهان... شهری است به حقیقت مخصوص به اوفی قسمی از مبادی ایادی الهی جل جلاله و منصوص بر اوفر سهمی از غرایب مواهب پادشاهی عم نواله. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان). و رجوع به موهبت و موهبة شود. || جِ موهب. (ناظم الاطباء). رجوع به موهب شود.

کلمات هم‌قافیه با «مواهب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید