معنی مواق
7 بازدید
[ ] (اِ) بیکار باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۴۹).[ مَ ] (ع اِ) جِ مُؤْق. (منتهی الارب مادهٔ م ءق). رجوع به مؤق شود.
کلمات همقافیه با «مواق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر