معنی مواضع
12 بازدید
[ مَ ضِ ] (ع اِ) جِ موضع به معنی جای. (آنندراج) (اقرب الموارد) (دهار) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن جرجانی ص ۹۶). || جایها و محلها و قریه ها. (ناظم الاطباء). جِ موضع. جایگاهها. محلها. موقعها. موردها. مطلق مکانها: اگر مواضع حقوق به امساک نامرعی دارد به منزلت درویشی باشد. (کلیله و دمنه). در آن مواضع که به روزگار دیگر پادشاهان ملک ملوک را ناسزا می گفتند امروز همواره عبادت می کنند. (کلیله و دمنه). هر که... در مواضع شبهت به رخصت و غفلت راضی گردد از... میامن مجاهدت در عبادت باز ماند. (کلیله و دمنه). || سرگذشتها. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح منطقی) طوبیقا، و آن در جدل قوانین و اموری است که بدان صناعت جدل را تنظیم کنند. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به طوبیقا شود.
کلمات همقافیه با «مواضع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضع» برای سرودن شعر