معنی مواسی
9 بازدید
[ مُ ] (ع ص) مواسات کننده. مواساکننده. به مال و تن کسی را یاری و غمخواری کننده. «مخصوص است به کفاف اگر در فضل کفاف باشد آن را مواسی نگویند». (از یادداشت لغت نامه) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مَ ] (ع اِ) جِ موسی. (ناظم الاطباء). جِ موسی به معنی استره. (آنندراج). جِ موسی به معنی تیغهای دلاکی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به موسی شود.
کلمات همقافیه با «مواسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر