معنی مواسا

معنی مواسا

9 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) مواساة. مواسات. آسایش و راحت و نیکخواهی و خیراندیشی و نیکویی و احسان و غمخواری و شفقت و مهربانی و همدمی و رفاقت و موافقت. (ناظم الاطباء). یاری کردن و رعایت و صلح کردن و غمخواری نمودن (این لفظ در اصل مواسات بوده در استعمال فارسیان تاء آخر افتاده است نظیر مدارا و محابا که در اصل مدارات و محابات بود. ضابطهٔ فارسیان است که حرف تاء از ناقص باب مفاعله حذف کنند به سبیل جواز). (از غیاث) (از آنندراج): من از دنیا مواسایی همی یابم به دین اندر که از دنیا و دین کس را چنین ناید مواسایی. ناصرخسرو. از خفاجه به سر راه معونت یابند وز غزیّه به لب چاه مواسا بینند.خاقانی. فیض کرم کرد مواسای خویش قطره ای افکند ز دریای خویش.نظامی. - مواسا داشتن؛ همدمی و موافقت داشتن : در هر چمن عاشق وشان بر ساقی و می جان فشان پیر خرد ز انصافشان با می مواسا داشته. خاقانی. - مواسا کردن؛ شریک گشتن. مساهمت. شرکت کردن : از بیشی و کمی جهان تنگ مکن دل با دهر مدارا کن و با خلق مواسا.ناصرخسرو. بدانچه ما را در دست بود با او بخشش و مواسا کردن. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۲۰۹).

کلمات هم‌قافیه با «مواسا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید