معنی موازرة
6 بازدید
[ مُ زَ رَ ] (ع مص) همپشتی کردن. (از منتهی الارب) (آنندراج). موازرت. مدد کردن و یاری نمودن کسی را (ولی کمتر استعمال می شود و بیشتر مؤازره با همزه می گویند). (ناظم الاطباء). یاری دادن. (غیاث) (از اقرب الموارد). و رجوع به مؤازرة شود. || وزیری کردن. (منتهی الارب). کسی را وزیری کردن. (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). وزارت. وزیری کردن. (از غیاث) (از آنندراج). و رجوع به موازرت شود. || بردن و حمل کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «موازرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر