معنی مواجهه

معنی مواجهه

5 بازدید
[ مُ جَ هَ / جِ هِ ] (از ع، اِمص) مواجهت. مواجهة. روبارویی و مقابل و مقابله. (ناظم الاطباء). رودررویی. روبرویی. مقابله. (یادداشت مؤلف): ثنا و طال بقا هیچ فائده نکند که در مواجهه گویند راکب و راجل.سعدی. ملک زوزن را خواجه ای بود کریم النفس که همگنان را در مواجهه خدمت کردی. (گلستان سعدی). درست ناید از آن مدعی حکایت عشق که در مواجهه تیغش زنند و سر خارد. سعدی. || (ق) روبارو و این مجاز است. (از آنندراج). روبرو. در روی هم. رودرروی : زیرا که هست حشمت او بیش از آن که تو با او سخن مواجهه گویی و آشکار. منوچهری. - مواجهه آمدن؛ روبرو آمدن. روبرو شدن. روباروی کسی آمدن : اگر مواجهه آید عدوت نشناسی که هیچ وقت ندیدی از او مگر که قفا. مسعودسعد. - مواجهه کردن؛ روبرو کردن. روبرو ساختن. روبروی هم قرار دادن دو کس را. (از یادداشت مؤلف). || (اِمص) مواجه شدن. روبرو گشتن. روبرو شدن. رویاروی گردیدن با کسی. (از یادداشت مؤلف). برابر شدن. (یادداشت مؤلف). || موازات. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح نجومی) مقابلهٔ دو کوکب. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مواجهه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «هه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید