معنی موائد
6 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) بلاها و سختیها. (منتهی الارب). دواهی. (اقرب الموارد).[ مَ ءِ ] (ع اِ) جِ مائدة. (ناظم الاطباء). جِ مائدة که به معنی خوان پرطعام باشد. (آنندراج) (غیاث). رجوع به مائده شود: از الوان موائد مطبخ خاص به قدر کفایت. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹۱).
کلمات همقافیه با «موائد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئد» برای سرودن شعر