معنی موؤدة
7 بازدید
[ مَ ئو دَ ] (ع ص) دختر زنده دفن کرده. (منتهی الارب). دختر زنده به گورکرده چنانکه در جاهلیت معمول تازیان بوده. ج، موؤدات. (ناظم الاطباء). دختر زنده به گورکرده. (یادداشت مؤلف): {/Bوَ إِذَا اَلْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ. `بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ. ۱-۷۸۱:۸-۹/}(قرآن ۸۱/۸-۹).
کلمات همقافیه با «موؤدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر