معنی موء
7 بازدید
[ مَ ] (ع مص) بانگ کردن گربه. (منتهی الارب) (المصادر زوزنی). مواء. (منتهی الارب).(ع مص) بانگ کردن گربه. مواء. (ناظم الاطباء). بانگ کردن گربه. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «موء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر