معنی مهگرفتن
5 بازدید
[ مَ هْ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) ماه گرفتن. خسوف : کنون نگاه کنم سوی مه که مه بگرفت چو مه گرفت بدو بیشتر کنند نگاه.فرخی. رجوع به ماه گرفتن و خسوف شود.
کلمات همقافیه با «مهگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر