معنی مهول

معنی مهول

5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) هائل. ترسناک. (غیاث). بسیار ترس آور. خوفناک. هولناک. سهمگین. سهمناک. پر بیم و ترس. مخوف. هول مهول، تأکید است. (منتهی الارب): سیل مرگ از فراز قصد تو کرد تیز برخیز از این مهول مسیل. ناصرخسرو. آن بیابان که گرد این طرف است دیولاخی مهول و بی علف است. نظامی (هفت پیکر). این حالت کآلت قبول است در دیدهٔ غافلان مهول است. نظامی (الحاقی). هرکجا حرب مهولی آمدی غوثشان کراری احمد بدی.مولوی. شاه موصل دید پیکار مهول پس فرستاد از درون پیشش رسول.مولوی. خود یکی بوطالب آن عم رسول می نمودش شنعت عربان مهول.مولوی.
[ مُ هَ وْ وِ ] (ع ص) سوگند به آتش خوراننده. (منتهی الارب). مُحَلَّف. (اقرب الموارد) (لسان العرب).

کلمات هم‌قافیه با «مهول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید