معنی مهوب
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مهیب. مرد که از وی ترسند. || شیر بیشه. || مکان مهوب؛ جای ترسناک و سهمگین. مکان مهاب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مهوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر