معنی مهموم
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) اندوهگین. (غیاث). محزون. دلتنگ. حزین. غمین. غمنده. غمگن. غمگین. اندوهکن. مغموم. دل افگار. گرفته. گرفته خاطر. غمزده. || گداخته.
کلمات همقافیه با «مهموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر