معنی مهماننواز
6 بازدید
[ مِ نَ ] (نف مرکب) که به خدمت و تیمار مهمان قیام و اهتمام دارد. دوستدار مهمان. مهمان پرست. کسی که مهمان خود را مورد تفقد و پذیرایی قرار می دهد: پرستش نمودند با صد نیاز زهی میزبانان مهمان نواز.نظامی. دد و دام را شیر از آن است شاه که مهمان نواز است در صیدگاه.نظامی.
کلمات همقافیه با «مهماننواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر