معنی مهمانخانه
3 بازدید
[ مِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) خانه که برای فرود آمدن مهمان اختصاص داده باشند. قسمتی در ساختمان خانه (اطاق یا سالن) که اختصاص به مهمان دهند. || مضیفة. دارالضیافة. مأدبة: گفتند یا رسول اللََّه آنچ ما خوردیم از طعامهای مهمانخانهٔ تو نبود. (تاریخ قم ص ۲۷۵). - مهمانخانه ساختن؛ ترتیب دارالضیافه دادن. بنا کردن جا برای پذیرایی از مهمان : مهمانخانه ساخت و عهد کرد که بی مهمان چیز نخورد. (قصص الانبیا ص ۵۳). - مهمانخانه نهادن؛ محلی را به پذیرایی مهمانان اختصاص دادن. ساختن مهمانخانه : شاه مهمانخانه نهاد و خلق ولایت را جمله حلوا داد. (سمک عیار ج ۱ ص ۸). || ساختمانی که مسافران و رهگذریان در آن منزل کنند. مهمانسرا. فُنتُق. فندق.
کلمات همقافیه با «مهمانخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر