معنی مهما
12 بازدید
[ مَ ] (ع ادات شرط) هرچه. هرچ. چون. (منتهی الارب). گویند اسم است بدلیل عود ضمیر به آن در «مهما تأتنابه» و گویند حرف است بدلیل قول زهیر: و مهما یکن عند امرء من خلیقةٍ و ان خالها تخفی علی الناس تعلم. (از منتهی الارب). مهما را سه معنی است یکی آنکه متضمن معنی شرط و نیز فهمانندهٔ معنی زمان باشد چون: مهما تفعل افعل. دوم آنکه معنی زمان و شرط هر دو را دهد و ظرف فعل شرط باشد چون: وانک مهماتعط بطنک سؤله و فرجک نالا منتهی الذم اجمعا. سوم آنکه معنی استفهام دهد چون: مهمالی اللیلة مهمالیه اودی بنعلی و سربالیه.
کلمات همقافیه با «مهما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر