معنی مهریة

معنی مهریة

5 بازدید
[ مَ ری یَ ] (ص نسبی) گندمی است سرخ رنگ. (منتهی الارب). و یا منسوب است به مهرة که شهری است در عمان. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || ابل مهریة؛ شتران منسوب به مهرةبن حیدان، که حیی است از قضاعه از عرب یمن، و یا منسوب به شهر مهرة است. ج، مهاری [ مَ / مَ ی ی ] و مَهارٍ. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). در ویژگیهای این شتران گویند که از اسب نیز سبقت میگیرند و نیز بسبب نیروی فهم خود با اندکی آموزش آنچه را از آنها بخواهند انجام میدهند. (از اقرب الموارد): امهار؛ مهریه گردانیدن ناقه را. (منتهی الارب).
[ مُ هَ رْ ریَ ] (ع ص) مخفف مهرئة. - قوهٔ هاضمهٔ مهریة؛ قوه ای که غذا را گوارد و مهرا کند. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «مهریة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید