معنی مهرگرد
5 بازدید
[ مِ گِ ] (اِخ) مهریجرد: و در یسار شهر به هشت فرسنگی دهی معتبر بساخت و آن را مهرگرد نام کرد و اکنون آن قریه را مهریجرد می خوانند، دهی وسیع و معمور است. (تاریخ یزد).
کلمات همقافیه با «مهرگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر