معنی مهرپرورد
4 بازدید
[ مِ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) پرورده به مهر و محبت و دوستی. به عاطفه و وداد و محبت برآمده : زید آن سره مرد مهرپرورد کای رحمت باد بر چنین مرد.نظامی. نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهرپرورد بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «مهرپرورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر