معنی مهرو
6 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) ماهروی. مهروی. ماه رو. که رویی چون ماه دارد. || مجازاً زیبا و جمیل : طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم در راه جام و ساقی مهرو نهاده ایم.حافظ. نکته ای دلکش بگویم خال آن مهرو ببین عقل و جان را بستهٔ زنجیر آن گیسو ببین. حافظ. رجوع به مه روی شود.
کلمات همقافیه با «مهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر